دكتر علی شریعتی

جستجوگر
منوی اصلی
برای جستجو در وبلاگ واژه‌ كلیدی‌ مورد نظرتان را وارد کنید :
خبرنامه
از به روز شدن وبلاگ با خبر شوید :
نظرسنجی

» آیا با عقاید و تفكرات دكتر شریعتی موافق هستید ؟





لینک های روزانه

» اشعار جاودان

» دکتر علی شریعتی (دانلود)

» شاندل

» یک فریب ساده ی کوچک

 

 

غبغب و كبكب

مگر ندیده اید آدمی كه پشت یك بیوك 70 نشسته

 ! چنان ژستی می گیرد كه انگار آقا اختراع كرده

! موش هم اگر اینقدر جمع كند و بدهد ، یك پونتیاك بهش می دهند  

 ولی اینها چنان تفاخری می كنند مثل اینكه اصلا" خودشان خلق كرده اند.

 ! اعلام می كنند بشر به ماه رسید، این غبغب در می آورد و خوشحالی میكند

! بشر به تو چه مربوط ! تو كه بشر نیستی آخر  

 تو موجودی هستی كه از جیبت در می آورند و به دهنت می گذارند

: به قول یكی از نویسنده ها

 امروز غرب دستش را از سر شرق برداشته و گذاشته توی جیبش


نویسنده : دوستداران شریعتی
ارسال شده در دوشنبه 20 آبان 1387 ساعت 02:16 ب.ظ

موضوع مطلب : عمومی , ؛ نظرات : ؛ [+]

شراب و موسیقی در اسلام

ما می بینیم که پیغمبر اسلام در ۲۳ سال رسالتش ،

 اسلام و تمام احکام و عقایدش را در همان سال اول  مطرح نکرد ؛

به تدریج مطرح کرد : اول مسئله توحید را طرح کرد

و تا ۳ سال هیچ کلمه دیگری بر آن اضافه ننمود :

((  قولوا لا اله الا الله تفلحوا ))    

خوب ، نماز چیست ؟ هنوز نمی خوانند !

روزه چیست ؟ هیچ !

حج ؟ اصلا ندارد !

زکات ؟ اصلا !

قید و بندی ، حدودی ، عملی ؟ اصلا

یک چیز فقط فکری است همین است که بتها را

در ذهنشان و اعتقادشان نفی کنیم و به خدا معتقدشان کنیم.

بنابر این کسانی که در ۳ سال اول مسلمان شدند

 و به توحید معتقد شدند و مردند ،احتمالا « شرابخوار » بودند ،

« نماز نخوان » ، « روزه نگیر »‌ ، « حج نکن » ، و .... بودند

بعد از اینها در سال هفتم ، هشتم حجاب مطرح می شود ؛

یعنی بعد از هجده ، نوزده ،بیست سال کار روی مردم حجاب را مطرح می کند.

همچنین مسأله شراب مطرح می شود. شراب را چگونه طرح می کند ؟

از همان مکه نمی گوید  که

« آهای مردم ، آهای ملت ، آهای عرب ها  ،

تا به توحید معتقد می شوید  ، باید دیگر تمام کارهایتان راست و ریست باشد »

! نه ! کی ؟ در سال های آخر بعثتش مسأله شراب را مطرح می کند .

محمد (ص) گفت :

((فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما))

یعنی گناه دارد و نیز برایتان منفعتی دارد ؛

 اینطور نیست که من آدم متعصبی باشم ،

 ارزشش را ندانم و نفهمم ؛ نخیر ، قبول هم دارم ، درست ! اما زیانش بیشتر است .

شنونده در برابر چه کسی قرار می گیرد ؟ یک آدم روشنفکر که شعور دارد ،

 تعصب ندارد و شراب را ، به صورت تابویی ،جنی ،

 غولی نجس ، و متا فیزیکی و غیبی تلقی نمی کند ؛

 اما به خاطر اینکه زیان های اجتماعی و انسانی زیاد دارد ،

 در عین حال که منافعش را هم قبول دارد و می شناسد ، نفی اش می کند .

آدم حرف او را گوش می دهد ؛

 

 اما هیچکس حرف آن ملایی را که می گوید ، « موسیقی حرام است » ،

 ولی اصلا نه در عمرش موسیقی شنیده

  و نه اگر بشنود می فهمد ، گوش نمی دهد !

ای کسی که می گویی « غنا» حرام  است ،

 اصلا تو می فهمی  « غنا » چیست ؟

اصلا تو این را که این موزیک حماسی است

 یا ملی است یا علمی است ، تشخیص می دهی ؟!

موسیقی هزار شعبه دارد  ، تاریخ  دارد ، نقش های گوناگون دارد ،

 بنابراین وقتی که تو فتوا می دهی « حرام است » ، هیچکس گوش نمی کند ؛

 برای اینکه تو نمی فهمی که چیست !

 

 

                                                                                   « دکتر علی شریعتی»                   


نویسنده : دوستداران شریعتی
ارسال شده در سه شنبه 14 آبان 1387 ساعت 05:33 ب.ظ

موضوع مطلب : عمومی , ؛ نظرات : ؛ [+]

خانم های مجسمه

بسیاری از خانم های تیپ علیه ی عالیه

 خود را بصورت مجسمه ای می آرایند كه بجای توالت

 خود را رنگ آمیزی های تند و چرب و غلیظی می كنند

 كه فضایی به شعاع چند صدمتر را اشك آمر می سازند

 و مخاط بینی آدم چائیده را به خارش دچار می كنند

 و وجودشان را به شكل پایه ای درمی آورند

كه فقط برای این برپاست كه برآن طلا و سنگهای زینتی

و جواهرآلات سنگین وزن آویزان كنند و بچسبانند 

 چندان زیاد و پر زرق و برق و مبالغه آمیز

كه همپای بوهای تند وتیز توالت ، سرو صدای جواهرش

 درفضا منتشر است و سرگیجه آور و سماخ گوش آدم سمعكی را

 كه در عصر ماشین وشهر تهران زندگی می كند ، آزار می دهد 

 

برگرفته از كتاب اقبال ، معمار تجدید بنای اسلامی اثر دكتر شریعتی                                                                                                                             


نویسنده : دوستداران شریعتی
ارسال شده در شنبه 4 آبان 1387 ساعت 12:18 ب.ظ

موضوع مطلب : عمومی , ؛ نظرات : ؛ [+]

خاطره ای جالب از دکتر

 

دکتر علی شریعتی

دکتر شریعتی : «کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی

در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر

 تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛

اول آنکه کچل بود، دوم

اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آور بود-

اینکه در آن سن و سال، زن داشت.

 

!... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می

گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه

زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم

و تازه فهمیدم که :

 

خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد

دیگران ابراز انزجار می کند که

 در خودش وجود دارد


نویسنده : دوستداران شریعتی
ارسال شده در جمعه 26 مهر 1387 ساعت 01:40 ب.ظ

موضوع مطلب : خاطرات , ؛ نظرات : ؛ [+]

تحقیر ایران و ایرانی

تقدیم به تمام کسانی که عاشقانه به این کهنه مرزوبوم عشق می ورزند 

 

ما اگر به سادگی تسلیم شدیم تنها به این دلیل بود

 که خود را در برابر اسلام و در حمایت از نظام فساد ، ظلم و فریبکاری ساسانی - اشراف و موبدان -

 میدیدیم نمی خواستیم راه را بر داعیان نجات و مساوات ببندیم

 و مدافع نظامی باشیم که خود قربانی آن بشمار میرفتیم

 و اکنون که اسلام جز ماسکی فریبنده برچهره ی اشرافیت و فریب و ستمکاری شما اجنبیان نیست

و آنچه مطرح است نزاد پرستی و تفاخر قومی و قدرت طلبی های قبایلی و ملی و خانوادگی ست

و تجلیل از عنصر عرب و ترک و تحقیر ایرانی

 و نفی تاریخ و فرهنگ و اصالت ملی در قبال سیطره ی امپریالیستی بیگانه ،

 بنابراصل مقابله به مثل که قرآن خود بدان فرمان می دهد (فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم )

 باید نشان داد که عرب و ترک منهای اسلام جز بدویت و وحشیگری نیست

 و ایرانیان ، نه موالی حقیر و ذلیل ، که باید به بردگی شما درآیند تا تربیت شوند

 و هدایت و آشنا با تمدن و حکمت و انسانیت ، که آقایان تاریخ بوده اند

 و بازیگران سربلند و لایق قدرت و مدنیت و رهبری ...

کی ؟؟؟ همانوقت که شما برای دزدی به روی هم شمشیر می کشیدید

 و برای شتر لبوس که در صحرای چراگاه یکی از قبایل تان چند بوته خار چریده بود ،

 چهل سال باهم می جنگیدید و همانوقت که رستم پهلوان ایرانی ،

بزرگترین قهرمانان و پیشوایان شما را مثل یک بز بزدل ، به زمین میزد

 و مفاخر تاریخی تان در زیر دست و پای او و امثال او دست و پا میزدند

 و مثل مرغ پرپرزنان و زجه کشان جان میدادند !!!

اشرافیت قریش ؟؟؟ اگر اشرافیت ملاک ارزش است ،

اشرافیت شما جز شترچرانان گدا و دزدی که در جاهلیت و فقر صحرا هارت و پورتی داشتند

 و سلاطین شکوهمند و افسانه یتان چون ملوک حیره ، جز نوکران حلقه به گوش اشرافیت ما هیچ نبودند .

زمان درچنین عصری که ترک زدگی و عرب زدگی به قیمت حقارت و ذلت و بندگی سیاسی

و معنوی و ملی ما بیداد میکرد ، مسئولیتی را که بردوش یک روشنفکر متعهد خویش می نهاد ،

احیای روح ملیت ، تجدید وحدت و پیوستگی با تاریخ

و تاکید بر اصالت و ارزشهای سازنده و افتخارات ملی بود ،

 تا ملتی که با خود بیگانه و نسبت به خود بی ایمان شده است به خود آید

و ایمان به خویش را در برابر بیگانه پرستی و تسلیم پذیری و خو کردن به ذلت بازیابد .

در چنین شرایطی و ضرورتی و مسئولیتی پیداست که تا چه اندازه بزرگمرد دلاوری

که با گذشته ی ملت خویش آشناست از توطئه ی فریب مذهبی دستگاه امپراتوری بدویان

 و قلدری و قساوت وحشیان غزنوی رنج می برد و دلش از آن همه دروغ و تحقیر و اسارت خون است .

 وی از ارزشهای انسانی و ضداشرافی و ضد قومی اسلام که فقط توجیحی برای بی ریشه ای

و پستی و رذالت موروثی خویش میسازند و از حقیقت اسلام و دعوت پیامبر

 که اکنون برای این خسروان جدید بی تبار و موبدان جدید بی ایمان و اشراف جدید بی پدر و مادر

 و بی شرف - حتی شرف طبقاتی و خانوادگی - میکوشد تا در چهره ی خاندان معصوم محمد

 و سیمای محکوم و مظلوم علی دفاع کند، شورانگیز است

که با طبیعت و استعداد و نبوغ و روحیه اش سازگار بوده است !!!

این است که کار فردوسی اینچنین صدا کرد و اثر گذاشت

و گرنه بسیارند شاعرانی که در تاریخ ما چون او نخواستند همچون امیر معزی و انوری و عنصری

و سوزنی سمرقندی و فرخی سیستانی هنرشان را درخدمت دربار و دستگاه قدرت و اشرافیت بگذارند

 و ستایشگر خاقان ها و خان ها و شاه - شیخ ابواسحاق ها باشند و از نقره دیگدان بزنند

 و از طلا آلات خوان بسازند و {خواستند } شعر را زبان شعور و شرف و ایمان خود و مردم خود کنند ،

 اما کار او در بعد فرهنگی مبارزه با قدرت و کار ناصرخسرو و در بعد فکری

و اعتقادی { ایدئولوزیک} - و از آنرو که هم با ضرورت زمان و نیاز مردم سازگار بود

 و هم با استعداد روحی و فکری و هنری شخص خودشان هماهنگ

  این همه ، هم ارزشمند شد و هم اثربخش !!!

 

                                                              برگرفته از با مخاطبهای آشنا اثر دکتر علی شریعتی


نویسنده : دوستداران شریعتی
ارسال شده در جمعه 19 مهر 1387 ساعت 01:56 ب.ظ

موضوع مطلب : عمومی , ؛ نظرات : ؛ [+]

تحقیر اسلام

و من معتقدم که در تاریخ ایران ،

 

 هیچکسی و هیچ گروهی زشت تر و زننده تر از

 

دانشمندان و محققان ایران دوست ما ،

 

 که با تحقیر اسلام و تحقیر تمدن اسلام ،

 

 پنداشته اند که از اصالت قوم ایرانی دفاع کرده اند ،

 

 هیچکس چنین ضربه ی مهلک به حیثیت و اصالت این ملت نزده است

 

 

               دکتر علی شریعتی


نویسنده : دوستداران شریعتی
ارسال شده در جمعه 12 مهر 1387 ساعت 01:10 ق.ظ

موضوع مطلب : عمومی , ؛ نظرات : ؛ [+]

فهمیدن و آگاهی

  اگر مثل گاو گنده باشی،

میدوشنت،

اگر مثل خر قوی باشی،

بارت می كنند،

اگر مثل اسب دونده باشی،

سوارت می شوند

....

فقط از فهمیدن تو می ترسند.

شهید دكتر علی شریعتی


نویسنده : دوستداران شریعتی
ارسال شده در جمعه 5 مهر 1387 ساعت 09:09 ق.ظ

موضوع مطلب : عمومی , ؛ نظرات : ؛ [+]

امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منكر ، نصیحت بابا به بچه ها نیست یا توصیه های مقدسها به غیر مقدسها ،

 

در باب ریش و سبیل و احكام طهارت و نجاست و شكیات و معضلات ،

 

 نت های قرائت و تجوید و یا طرز لباس پوشیدن و رفتار كردن و ...

 

امر به معروف و نهی از منكر یعنی رسالت فرد در سرنوشت جامعه ی خویش

 

 و مكتب اعتقادی كه به آن معتقد است ، یعنی همان مسئولیت روشنفكر ، مسئولیت مسلكی ،

 

 یك انسان معتقد به ایدئولوژی ، یك فرد حزبی ، یک انسان وابسته به جامعه ی اسیر عقب مانده ،

 

 استعمار زده ، طبقه محروم استثمار شده ، یک متفكر ، فیلسوف ، نویسنده ، دانشمند ،

 

 هنرمند وابسته به زمان ، به انسانیت امروز ...

 

                                              برگرفته از كتاب اقبال ، معمار تجدید بنای اسلامی اثر دکتر علی شریعتی


نویسنده : دوستداران شریعتی
ارسال شده در سه شنبه 2 مهر 1387 ساعت 01:09 ق.ظ

موضوع مطلب : عمومی , ؛ نظرات : ؛ [+]

دنیای بد

دنیا را بد ساخته اند ،

 کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد ،

 کسی که تو را دوست دارد ، تو دوستش نمی داری ،

 اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد

به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است

 و زندگی یعنی این ...

                                                                                                                  

                                                             دکتر علی شریعتی


نویسنده : دوستداران شریعتی
ارسال شده در یکشنبه 24 شهریور 1387 ساعت 11:09 ق.ظ

موضوع مطلب : عمومی , ؛ نظرات : ؛ [+]

آزادی تو مذهب من است

شهید دکتر شریعتی خطاب به ملت و بخصوص جوانان و دانشجویانش و شاید هم خطاب به میهنش :

آزادی تو مذهب من است

تو میدانی و همه میدانند كه زندگی

از تحمیل لبخندی بر لبان من،

از آوردن برق امیدی در نگاه من،

و از بر انگیختن موج شعفی در دل من عاجز است.

تو میدانی و همه میدانند كه شكنجه دیدن به خاطر تو،

زندانی كشیدن به خاطر تو،

و رنج بردن به پای تو،

تنها لذت زندگی من است.

از شادی توست كه من در دل میخندم،

از امید رهایی توست كه برق امید در چشمان خسته ام می در خشد،

و از خوشبختی توست كه هوای پاك سعادت را در ریه هایم احساس میكنم.

نمیتوانم خوب حرف برنم، نیروی شگرفی را كه در زیر این كلمات ساده و جمله های ضعیف و افتاده پنهان كرده ام دریاب!

دریاب! من تو را دوست دارم،

همه زندگی ام و همه روزها و شبهای زندگی ام،

هر لحظه از زندگی ام بر من شهادت میدهند،

شاهد بوده اند و شاهد هستند،

آزادی تو مذهب من است

خوشبختی تو عشق من است

وآینده تو آرزوی من